جاماندگی شدید حداقل دستمزد کارگران در برابر سکه طلا
افت ۹۰ درصدی قدرت خرید مزدبگیران طی ۲۰ سال گذشته

محاسبات نشان میدهد که در دولت دوم اصلاحات، حداقل دستمزد کارگران در برابر قیمت سکه طلا بهترین دوران خود را داشته و در تمامی این سالها یعنی سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۴، حداقل دستمزد ماهانه کارگر برای خرید یک سکه بهار آزادی کافی بوده در حالیکه در روزهای اخیر، قدرت خرید حداقل دستمزد به حدود خرید تنها یک گرم طلا کاهش یافته است.
به گزارش برنا، طلا همواره به عنوان یکی از بهترین راههای سرمایهگذاری بوده که میتواند با افزایش قیمت همگام با تورم و نیز قیمت ارز، پناهگاه خوبی برای پساندازهای خرد و کلان افراد جامعه محسوب شود. نسبت برابری درآمد مردم به این کالای ارزشمند نیز میتواند به عنوان معیاری برای قدرت خرید واقعی درآمدها محسوب شود چرا که افزایش قیمت طلا متاثر از تورم و نیز قیمت ارز، نشان میدهد که درآمد مزدبگیران جامعه در دورههای مختلف اقتصادی چه شرایطی را از سر گذرانده است. در این گزارش با محاسبه نسبت میان حداقل دستمزد مصوب کارگران در سالهای مختلف و مقایسه آن با قیمت سکه طلا در ماههای پایانی همان سال، به فراز و فرود قدرت خرید حداقل دستمزد در برابر این کالای باارزش پرداختهایم که در بطن خود، بالا و پایین رفتن قدرت خرید مزد کارگران در دورههای مختلف را به تصویر میکشد.
کاهش سهچهارمی قدرت خرید طلایی
کارگران در دوران جنگ تحمیلی
سال ۱۳۵۹ جنگ هشت ساله ایران و عراق با تجاوز نیروهای نظامی رژیم بعثی به مرزهای ایران آغاز شد. در این سال دستمزد ماهانه ۱۹۰۵ تومانی کارگران معادل تقریبا ۷۹درصد قیمت یک سکه بهار آزادی بود اما به تدریج و با عدم افزایش دستمزد کارگران در سالهای ۶۰ تا ۶۳ و در ادامه در سال ۱۳۶۵، این برابری تا مرز ۲۱درصدی کاهش یافت و به عبارت دیگر، حداقل مزد کارگران در برابر هر سکه بهار آزادی در سال ۱۳۶۶ به تقریبا یک چهارم این برابری در سال ۱۳۵۹ رسید. با این حال، توزیع کالاهای اساسی مردم با سیستم کوپنی در تمام سالهای جنگ، باعث شده بود که این افت شدید قدرت خرید دستمزد کارگر، چندان در سفرههای مردم احساس نشود. با پایان جنگ در سال ۱۳۶۷ و آغاز دوران سازندگی، این نسبت البته با نوسانات متعددی همراه بود اما در یک نگاه کلی، روند صعودی به خود گرفت تا جاییکه در سال ۱۳۷۶ و با پایان دوران سازندگی و آغاز دولت اول اصلاحات، نسبت ۲۳درصدی حداقل مزد به قیمت سکه بهار آزادی در سال ۱۳۶۸ به حدود ۶۶درصد در سال ۱۳۷۶ رسید که نشان از رشدی دو برابری در این شاخص داشت.
دوران طلایی دستمزد کارگران
در دولتهای اصلاحات
با آغاز دولت اصلاحات، به تدریج رشد دستمزد کارگران که با مهار تورم همگام شده بود، قدرت خرید این قشر را بالا برد بهگونهای که نسبت حداقل دستمزد ماهیانه کارگران به قیمت سکه بهار آزادی که در سال ۱۳۷۶ برابر ۶۶درصد بود، در سال ۱۳۸۰ به ۹۴درصد افزایش یافت و در سالهای ۸۱ تا ۸۴ نیز به قدرت برابری یک رسید یعنی طی این سالها، قدرت خرید دستمزد ماهانه کارگران برابر با قیمت یک سکه بهار آزادی بود. چنین ثباتی البته هیچ وقت در کشور تکرار نشد بهگونهای که میتوان سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ را طلاییترین دوران قدرت خرید کارگران در تمامی سالهای پس از انقلاب خواند.
در سالهای ۸۱ تا ۸۴ قدرت خرید دستمزد ماهانه کارگران برابر با قیمت یک سکه بهار آزادی بود چنانچه میتوان این سالها را طلاییترین دوران قدرت خرید کارگران در تمامی سالهای پس از انقلاب خواند
سیاستهای احمدینژاد و شوک دوم به دستمزد کارگران
پایان دولت اصلاحات را میتوان به نوعی پایان دوران ثبات اقتصادی نیز نامید. دولت محمود احمدینژاد در حالی به قدرت رسید که میزان صادرات نفت و قیمت این کالای صادراتی به بالاترین میزان خود در سالهای پس از انقلاب رسیده بود ولی سیاستهای این دولت باعث شد تا آرام آرام، قدرت برابری حداقل مزد در برابر سکه طلا کاهش یابد. با این حال این کاهش چندان ملموس نبود تا اینکه همزمان با اجرای قانون هدفمندی یارانهها که سبب افزایش نرخ تورم شد، نخستین نشانهها از سقوط قدرت خرید کارگران مشاهده شد. در این سال نسبت مورد اشاره در این گزارش، از حدود ۹۱درصد در سال ۱۳۸۸ به ۷۰درصد در پایان سال ۱۳۸۹ افت کرد. سالهای بعد این موضوع جدیتر شد و با تصویب قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران و آغاز تحریمهای بینالمللی، این نسبت دوباره افت کرد تا جاییکه در سال ۱۳۹۱ به ۴۳درصد کاهش یافت. به عبارتی قدرت خرید طلایی کارگران که در سال ۱۳۸۴ برابر با یک سکه طلا بود در این سال، ۵۷درصد تقلیل یافته بود.
ضربه مهلک ترامپ به قدرت خرید کارگران
با پایان دولت دوم احمدینژاد و آغاز به کار دولت روحانی با شعار مذاکره با دنیا، روند کاهنده قدرت خرید دستمزد در برابر طلا، متوقف و معکوس شد بهگونهای که با وجود نوسانات متعدد این شاخص در این سالها، دوباره قدرت خرید حداقل مزد به قیمت سکه طلا به بالاتر از ۵۰درصد افزایش یافت. با این حال، خروج ترامپ از برجام در سال ۱۳۹۷ و آغاز سیاست فشار حداکثری به ایران باعث شد تا بزرگترین افت این شاخص در سالهای پس از انقلاب در این سال رقم بخورد و نسبت ۵۲درصدی حداقل مزد به قیمت سکه در سال ۱۳۹۶ به ۲۴درصد در پایان سال ۱۳۹۷ کاهش یابد که افتی ۵۴درصدی را نشان میداد.
پس از آن هم با وجود تغییر دولت، اوضاع بر وفق مراد کارگران نشد و تورمهای بالای ۴۰درصد در سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ باعث شد تا این نسبت مدام کاهش یابد بهگونهای که در پایان سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ قدرت خرید حداقل دستمزد ماهانه کارگران برابر ۱۴ و ۱۵درصد از قیمت یک سکه طلا شد که کمترین این میزان در تمامی حدودا نیم قرن اخیر بوده است.
در پایان سالهای ۱۴۰۱، ۱۴۰۲ و 1403 قدرت خرید حداقل دستمزد ماهانه کارگران برابر ۱۴، ۱۵ و کمتر از 10درصد قیمت یک سکه طلا شد که کمترین این میزان در تمامی حدودا نیم قرن اخیر بوده است
امسال هم با توجه به نوسانات شدید قیمت ارز در فصل زمستان و افزایش بیسابقه قیمت طلا در بازارهای جهانی، این نسبت دوباره دچار افت شدیدتری شده بهگونهای که حداقل دستمزد کارگران که در سالهای دولت دوم اصلاحات با قیمت یک سکه تمام بهار آزادی برابری میکرد، این روزها حتی توان خرید یک سکه گرمی را هم از دست داده و در واقع این نسبت به زیر ۰.۱ کاهش یافته که نشان میدهد قدرت خرید طلایی حداقل دستمزد کارگران در دوران اصلاحات، بیش از ۱۰ برابر همین شاخص در سال جاری بوده است.
دیدگاه تان را بنویسید